جوانان منتظر و قرآن كريم

جوانان، بازوي قدرتمند دفاع و سازندگي هر جامعه و تأثير‌گذارترين افراد در تحولات جامعه‌اند.
ويژگي‌هاي جوان آنقدر مهم و با ارزش است كه در تشكيل حكومت جهاني امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف چشمگير و نمايان است.
در جهان كنوني كه عصر بي‌معنويتي و بي‌اخلاقي است بسياري از جوانان جامعه ما توجه خاصي به معنويت، قرآن و اهل بيت عليهم السلام از خود نشان مي‌دهند. و بديهي است بايد اين شور و نشاط با شعور معنوي آميخته و با الگو‌هاي خوب آشنا شوند تا به سر منزل واقعي رهنمون گردند، يكي از ابزارهايي كه جوانان را در اين مسير كمك مي‌كند انس با قرآن و الگوهاي قرآني است، چرا كه قرآن كلام خداوند است و دستورات الهي در آن نهفته و انسان مي‌تواند به وسيله انس با قرآن بهره‌هاي معنوي زيادي ببرد. هر چقدر به قرآن نزديك شويم صفا و معنويت بيشتر مي‌شود و به همان اندازه از انحرافات و فسادهاي اخلاقي دور خواهيم گشت.
امام سجاد عليه السلام مي‌فرمايد: «اگر تمام اهل مشرق و مغرب از دنيا برود هرگز از تنهايي وحشت نمي‌كنم، هنگامي كه قرآن همراه من باشد.[1]
لذا جوانان بايد طبق رهنمودهاي معصومان عليهم السلام به قرآن و الگوهايي كه در آن معرفي شده اهميت بدهند و آن را در عصر غيبت در زمينه‌سازي ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بكار گيرند. چرا كه دوران غيبت كبري دوران تمرين اطاعت و دوران خودسازي و تلاش براي رسيدن به كمال واقعي است.
در قرآن جوانان موفق با ويژگي‌هاي خاصي معرفي شده‌اند كه برخي از آن‌ها عبارتند از:

1. جوان صبور و تسليم دستور خدا
حضرت اسماعيل عليه السلام وقتي به حد رشد رسيد، پدر بزرگوارش به او گفت: «من در خواب ديده‌ام تو را سر مُي‌برم، نظرت در اين‌باره چيست؟»[2]
اسماعيل عليه السلام جانانه جواب داد «اي پدر، آن چه خداوند به تو امر كرده، انجام بده به خواست خداوند من را از بردباران خواهي يافت».[3]اين فداكاري و جانبازي كه هر ساله در عيد قربان خاطرة آن زنده مي‌شود و همه به شجاعت و تسليم بودن اسماعيل در برابر حق آفرين درود و سلام مي‌فرستند، در جهان امروز كه گذشت و صبر و تسليم در برابر حق كه از مهمترين و ارزشمندترين ويژگي‌هاي مردان الهي است. اسماعيل الگوي مناسبي براي جوان منتظر مي‌باشد.

2. جوان پاك‌دامن
حضرت يوسف عليه السلام در برابر خواهش‌هاي نفساني زليخا حاضر به معصيت نشد و بي‌گناه به زندان افتاد[4] و سختي‌هاي زندان را تحمل كرد تا پاك بماند. اين نفس ستيزي حضرت يوسف عليه السلام در هنگام مهيا بودن شرايط گناه، الگويي براي همه جوانان عصر كنوني است. زيرا جوان منتظر و زمينه‌ساز ظهور، خود را از گناه و آلودگي دور مي‌كند و خوشا به سعادت آن جواني كه با وجود مهيا بودن گناه خود را به معصيت نمي‌آندازد چرا كه خداوند متعال و حضرت مهدي عليه السلام را شاهد بر اعمال خود مي‌داند.

3. جوان غيور
حضرت موسي عليه السلام با تمام تدابير امنيتي و سخت‌گيري‌هاي فرعون، پا به عرصه وجود گذاشت و دربار فرعون، محل رشد و نمو او شد آن حضرت در جواني به حمايت بني اسرائيل پرداخت، از اين رو مجبور شد براي حفظ جانش، وطنش را ترك كند. او صحراي سينا را پشت سر گذاشت و با زحمات طاقت فرسا خود را به «مدين» شهر شعيب پيامبر عليه السلام رساند.
غيرت اين جوان سبب شد به دختران شعيب كمك كند. زيرا او مانند ديگران نسبت به جامعه زمان خود بي‌تفاوت نبود[5] و احساس مسئوليت كرده و در برابر ظلم ايستاد. امروز جوانان ما هم بايد در برابر كوچكترين انحراف، خرافات، بدعت‌ها و مدعيان دروغين بي‌تفاوت نباشند و بايد پويا، سرزنده و آگاه نسبت به زمان، احساس مسئوليت كند.

4. جوان شجاع
حضرت داود عليه السلام، جواني است كه در مقابلة سپاه طالوت با لشكر باطل جالوت، پهلوان لشكر كفر (جالوت) را نقش بر زمين ساخت خداوند متعال هم مقام نبوت، حكمت و سلطنت را به او بخشيد[6] وي با به كار بستن قدرت، فكر و قوت جواني براي مبارزه با طاغوت الگويي براي همه جوانان است تا در برابر جالوتيان زمان ايستادگي كنند. چرا كه خداوند پشت و پناه جوانان مبارز با طاغوت است و در برابر اين مبارزه، حكمت و بزرگي عطاء خواهد نمود.
در هر صورت جوان منتظر، پويا و داراي فكر و برنامه‌اي است كه خود را ضمن رساندن به معنويت و اخلاق، با بهره‌گيري از الگوهاي قرآني و به كار بستن آن در مراحل زندگي خود، زمينه‌ساز ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار دهد.[7]
قدر جوان و جواني را بهتر از پيش بدانيم پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: «قدر جواني را قبل از فرا رسيدن پيري بدان».[8]
اين دوران زيباي زندگي در قرآن بعنوان «احسن تقويم» ياد شده است. در روايتي اين كلام خداوند متعال «لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم» را به دوران جواني تفسير فرموده‌اند.[9]
و بالاخره سخن را با تعبير بسيار زيباي مقام معظم رهبري به پايان مي‌بريم:
«جواني در انسان، عبارت از دوران خاصي از عمر است كه در آن دوران، انسان به شكفتگي و بالفعل شدن بسياري از استعدادها مي‌رسد و دوران اوج زيبايي‌ها و جوشش استعداد‌ها و توانايي‌هايي است كه در انسان هست.[10]

.................................
[1] . اصول كافي، كليني، ج2، ص440.
[2] . صافات، 102؛ « ... يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى ...».
[3] . صافات، 102؛ « يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ».
[4] . يوسف،23 ـ 22؛ « وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً ... قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ»
[5] . قصص، 24 ـ 23؛ « وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ ... فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ».
[6] . بقره، 251؛ « وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ».
[7] . جهت اطلاع بيشتر ر.ك. قرآن، مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و جوانان، محمد رضا نصوري.
[8] . ارشاد القلوب، ديلمي، حسن بن ابي الحسن، ص17.
[9] . بحارالانوار، مجلسي، ج74، ص75.
[10] . كودك، نوجوان و جوان از ديدگاه مقام معظم رهبري، ج2، ص233، اميد حسين بانكي پورفرد، احمد قماشچي.

پدیدآورنده: محمد رضا نصوري


موضوعات مرتبط: آوای انتظار

تاريخ : جمعه بیست و نهم خرداد 1394 | 16:13 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | 1نظر Comment

چرا نبايد امام زمان را با نام م_ح_م_د ايشان خواند؟



در اين باره، چند نظريه را مي‌توان مطرح كرد.

1ـ نام نبردن حضرت صاحب الزمان(عج) به اسم اصلي، شايد كنايه از بزرگداشت مقام و تعظيم آن حضرت باشد. معمولاً انسان كسي را كه برايش بسيار حرمت قائل است به اسم، حكايت و خطاب نمي‌كند.

2ـ پنهان داشتن امر از غير شيعيان: در زمان سلاطين غير شيعي انتساب به حضرت صاحب الزمان(عج) مي‌توانست موجبات اذيت و آزار شيعيان را فراهم آورد. از اين رو امامان شيعه با نهي از ناميدن آن حضرت با اسم اصلي ايشان، در حقيقت شيعيان را امر به تقيّه كرده‌اند.

3ـ شايد ناميدن ايشان به اسم واقعي، كنايه از نشان دادن ايشان و راهنمايي اشخاص به مكان آن حضرت باشد. و از اين جهت در بعضي روايات از ناميدن ايشان تنها در مجامع عمومي نهي شده است. در توقيعي از حضرت صاحب الزمان(عليه السلام) در اين باره آمده است:«ملعون ملعون من سمّاني في محفل من الناس» يعني از رحمت خدا به دور است هر كس در ميان مردم نام مرا ببرد.(بحارالانوار، ج51، ص33) 

4ـ احتمال ديگر هم آن است كه اين امر به جهت حفظ احترام حضرت رسول اكرم(ص) باشد، تا نكندتوجه و توسلات ما به حضرت ولي عصر(عج)، نام مبارك حضرت ختمي مرتبت را تحت شعاع قرار دهد؛ خصوصا كه كنيه مبارك امام هم همان كنيه مبارك رسول گرامي اسلام است. نگارنده احتمال اخير را ترجيح مي دهد، هر چند در كتاب و منبعي نديده است.


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1394 | 0:9 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | 3 نظر Comment


موضوعات مرتبط: آوای انتظار

تاريخ : سه شنبه نوزدهم خرداد 1394 | 20:53 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

موضوعات مرتبط: ويديوها

تاريخ : یکشنبه هفدهم خرداد 1394 | 10:43 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

موضوعات مرتبط: ويديوها

تاريخ : یکشنبه هفدهم خرداد 1394 | 10:42 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

موضوعات مرتبط: متفرقات

تاريخ : شنبه شانزدهم خرداد 1394 | 22:52 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

سلام بر توای گنجینۂ شجاعتھا       سلام   برتوای   آئینۂ  کرامت ھا

سلام بر توای جاہ و مقام و عزتھا       سلام بر توای الگو برای ملت ھا

درود   بر   رخ   روح    خدا    یم     برکات

بہ روح و جسم و جمال خمینی اش صلوات

 

(اطهر)


موضوعات مرتبط: آوای انتظار

تاريخ : شنبه شانزدهم خرداد 1394 | 15:10 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | 1نظر Comment

 ای قاطع زنجیر شب تار خمینی


ای قافلۂ عشق را سالار خمینی


 ای نور دوچشم علی و فاطمہ زھرا


ای آبروی عترت اطھار خمینی


 ای ماہ منیر فلک فقہ و ولایت


ای کوکب لوح خط پرکار خمینی

 

 

 تجدید شریعت زتو انجام گرفتہ


ای روح خدا حامل انوار خمینی


موسای زمان! باقدمت سامری ھا مرد


بانصرت مھدی سربازار خمینی


ای بت شکن وارث ابراھیم و حیدر


ای سلسلۂ سید ابرار خمینی


 در مکتبت آموختہ ایم جرات و غیرت


دلھا ز کلامت شدہ بیدار خمینی


آتش بہ دل انداختہ اند درد فراقت


در یاد تو گرید دل من زار خمینی


در وصف تو قرطاس و قلم دست گرفتہ


اطھر شدہ چون قمری گلزار خمینی


موضوعات مرتبط: آوای انتظار

تاريخ : شنبه شانزدهم خرداد 1394 | 10:54 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | 1نظر Comment

ای خمینی ای براھیم زمن               ای خمینی ای بھاران چمن

ای خمینی ای چراغ انجمن              ای خمینی ای امام بت شکن

رھبر انسانیت روح خدا

قوت یزدایت روح خدات

 

(اطهر)

 


موضوعات مرتبط: آوای انتظار

تاريخ : شنبه شانزدهم خرداد 1394 | 10:52 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

موضوعات مرتبط: آوای انتظار

تاريخ : شنبه شانزدهم خرداد 1394 | 10:30 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

Birth and Imamate



The promised Mahdi, who is usually mentioned by his title of Imam al-Asr

(the Imam of the "Period") and Sahib az-Zaman (the Lord of the Time/Age), is the son
of the eleventh Imam. His name is the same as that of the Holy Prophet. He was born
in Samarrah on the 15th of Shabaan in 255 A.H./868 A.D. and until 260 A.H./872 A.D.
when his father was martyred, lived under his fathers care and guidance. His mother
was Bibi Nargis Khatoon who was the grand daughter of Qaisar al-Rome from the
father’s side and the grand daughter of Janab al-Shamoun who was the successor of
Hazrat Isa (AS)



Sayyida Hakimah who was the sister of the 10th Imam (Imam Ali Naqi (AS)) relates
that she went to her nephews (11th Imam - Imam Hassan Askari (AS)) house for iftaar
in the evening of 14th of Shabaan 255 A.H. The 11th Imam asked her to stay as his
son was to be born soon. There was no sign of pregnancy on Bibi Narjis Khatoon. The
11th Imam asked her to recite Suratul Qadr on Bibi Narjis Khatoon. At the time of
Fajr on 15th Shabaan Sayyida Hakimah heard the Sura being recited from the womb of
Bibi Narjis Khatoon. The 11th imam told her that the birth would occur very soon.
She states that as the time approached, it appeared as if a curtain was raised
between me and Bibi Narigs and after a while when that curtain was removed, I saw a
beautiful baby boy performing sajda (prostration) and proclaiming the oneness of
Allah and the Prophet hood of the Prophet Mohammad (PBUH). According to a report,
on his right shoulder was inscripted “Jaa al-haqqa wa zahqal batil innal batilin
kana zahooqa” (see translation below).



He also recited the 5th aya of Surat al-Qasas "And We intend to bestow (Our) favours
upon those who are weak in the land and make them the Imams (leaders) and make them
the heirs". On his right hand was written the 82nd aya of Suratu Bani Israel "The
truth has come and falsehood has vanished; Indeed falsehood (is a thing by nature)
vanishing". The 11th Imam (AS) arranged to have various animals slaughtered as
aqeeqa and distributed among trusted believers so that there could be many witnesses
of the birth of Imam Mahdi (AS).



One of the women slaves called Naseema relates that when she went to see the baby
Imam in his cradle she greeted him with salaam and was replied to. She then sneezed
and the Imam said: "Yarhamukallah - it is a blessing from Allah and you have 3 days
immunity from death".



The last Imam (AS) was hidden from public view and only a few of the

elite among the Shiahs were able to meet him. After the martyrdom of his father he
became Imam and by Divine Command went into occultation

(ghaybat). Thereafter he appeared only to his deputies (naibeen) and even then only
in exceptional circumstances.



Ghaibat (occultation) of the last Imam (AS)



The Imams ghaibat (occultation) was in two phase - Ghaibat al-Sughra

(minor occultation) was for about 69 years - 260 A.H. (872 A.D.) to 329 A.H. (939
A.D.) and the Ghaibat al-Kubra (greater occultation) started in 329 A.H. (939
A.D.)and will continue until Allah(swt) so wills.



Why Ghebat?of imam mehdi(as)



the 6th Imam, Imam as-Sadiq (AS) states the reason of the ghaibat as prevention
against being killed. Ishaq bin Yaqub (on authority from 12th Imam) says that all
the Imams were under oppressive rulers. Our 12th Imam is hidden in order to rise in
arms with obedience to no one.



Mohammad Yaqub Al-Kulayni has said that ghaibat is a test from Allah to test the
steadfastness of belief in Imam.



If he is to remain in Ghaibat, what is the use of his existence?

Belief creates hope giving strength to the oppressed.

It is a deterrent for the committing of injustice as one is always aware of the
constant presence of the Imam.



What Meean of Ghaibat al-Sughra?



To make the Shias used to approaching scholars instead of Imam himself. It started
during the time of the 10th Imam who was under almost constant house arrest in
Samarra and continuing through.



GHAIBAT AL-SUGHRA (160 A.H. to 329 A.H.)


During Ghaibut-us-Sughra, the Imam (AS) appointed four deputies/representatives to
represent him among the people. After the death of the fourth deputy, the Imam (AS)
went into Ghaibut al-Kubra (major occultation). This was on the 10th Shawal 329 A.H.



The 4 representatives were :



1. Uthman bin Saeed Umravi (AR)

It is said that at the age of 11 years he was a servant in the house of the 9th Imam
later to enjoy the confidence of Imam. He occupied the same position of trust with
the 10th and 11th Imam who told their Shias that after him they would not see the
12th Imam and would have to obey Uthman. After the 11th Imams martyrdom Uthman
moved to Baghdad and disguised as a butter seller he set up the collection of khums
for Imam. He served the 12th Imam for 5 years and received a letter near his death
from Imam (AS) telling him to appoint his son Mohammed as the next representative.



2.
Mohammad bin Uthman bin Saeed Umravi (AR)

He continued in his fathers footsteps also acting as a butter seller. He managed to
keep Imams existence a secret from the Abbasids until the early years of the reign
of Al-Mutadid. The rulers then started searching hard for Imam and killed countless
mumineen with even the slightest resemblance to Imam. Spies were set up to probe
the khums network. Imam issued an order for Shias not to take his name nor show
masala of khums to anyone until absolutely sure of them. As instructed by Imam he
appointed Husayn bin Rawh as the next representative after his death in 305 A.H. He
served the Imam (AS) for 40 years.



3. Husayn bin Rawh (AR)


His kuniyya was Abul Qasim. His sociable nature won him respect even from the
Ahlul-Sunnah. He managed to keep his activities a secret from the rulers whilst
maintaining good relations with them. It is to him that we address the Arizah to be
delivered to Imam. He served faithfully until he died in Shaan 326 a.h. revealing
the appointment of Ali bin Mohammad Samry after him. He served for 21 years.



4. Ali bin Mohammad Samry (AR)

He served for only three years. A week before his death he received a

letter from the Imam (AS) telling him of his forthcoming death and that there would
be no representative after him and that Imam (AS) was now going into
Ghaibat al-Kubra (major occultation). Imam (AS) would then appear when Allah(swt)
wills it. Ali bin Mohammad Samry (AR) died on 15th Shabaan 329 A.H. after serving
for 3 years.



GHAIBAT AL-KUBRA (329 A.H. to present)




Imams ghaibat is described by the Aimma like that of Prophet Yusuf (AS) who was
amongst his brothers yet they did not recognise him.



Imam is known to meet a believer on 3 occasions:



1. At the time of trouble.

2. He is present at every Hajj.

3. He attends the funeral of every believer who has no religious

obligations pending on him/her e.g. Khums.



During this time he continues to guide. Numerous letters have been

received from him by (to quote a few) Ishaq bin Yaqub, Sheikh Mufeed...

It is reported that 30 people all over the world meet with him

regularly.



Responsibilities During Ghaibat al-Kubra



1. Pray for the safety of Imam (AS) at all time.

2. Be in waiting for Imam (AS) at all times.

3. Give Sadaqa for Imam (AS).

4. Pray for his re-appearance.

5. Whenever faced with difficulty (whether small or big) ask for assistance from
Imam (AS).

6. Whenever his name is heard or recited, one should stand if possible, send salaams
on him, put hand on head and bow.

7. If possible perform Hajj/Umra for Imam (AS). (Hajj-After own Wajibat)



Arizah




It is customary among the Muhibban al-Ahle-Bait (AS) to write a letter of
Imam al-Zaman (AS) in the early morning of 15th Shaban. This letter is known as
Arizah and is written with a lot of love and care using safron as ink and wrapping
the letter in pure clay or flour. In the letter, momineen and mominaat present their
salutations and praises to the Imam (AS) and also write their problems and worries.
This wrapped letter is then thrown usually in lakes or river or ocean in the name of
one of his representatives (one of the 4 described above - usually Hussain
ibn al-Roh) recalling the methodology which was in place during the Ghaibat al-Sughra.

It is a strong Shiite belief that the letter reaches the Imam (AS) and he addresses
the worries and problems of his shiites becausse they are resolved in many many
cases. That is the reason why this practice has continued for long period and is
still very emotionally and religiously in practice.


موضوعات مرتبط: موعود وانتظار

تاريخ : یکشنبه دهم خرداد 1394 | 10:40 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

Text Box: چی لا عباس زیرید؟

 

چی لا عباس زیرید؟

 

عربی سکد پوبیکھہ  سنگئے لا عباس زیرید

غبوسے نا سپلبہ لا چھقفی سکئے لا عباس زیرید

چوسے نا اونگ سکیدے زبیورفی بڑے لا عباس زیرید

ذولفقاری ہلوغی ہلچنمی مے لا عباس زیرید

لغتینگ شیر غضنفر پولا عباس زیرید

اصطلاحینگ نو علی نر پولا عباس زیرید

 

عینی معنیو بی زیرید ان مو علمدار وفا

بیکھا سونگ باب حوائج لقبینگ کھوانگلا عطا

الفی معنیو نوزین سونگ رگونہ فڑقپونگ لزا

سینی کھا ہلتاسترے سونگ اہل حرم لا سقا

کھوری     مـینتخ     کھڑولے     ہلــتسنا   گل   یاس   تھونید

ستودکھا سینگ زدمسے زدوسے کھیونگمنا عباس تھونید

 

کھیود نا ھیبت نہ بولوکھ یود پولا عباس زیرید

تھون فی وخپوینگ نو تھنوینگ رگود پولا عباس زیرید

شاہِ مردانی سِرِی بزود پولا عباس زیرید

سکومفی وخسینگنو چھو فوا فود پولا عباس زیرید

قرۃ العین نبی سنینگی رگنو ان عباس

لافتائی مگی عود نہ غدونی نو ان عباس

 

متریسی یانی لے مومن چی لا عباس زیرید

باغ یاسینی گلابی تری لا عباس زیرید

کربلا شومفی کھبونی ہرژی لا عباس زیرید

سکومسے نہ کھمچو لا سونگفی زگی لا عباس زیرید

فیسے مک  ہلتاس نرے    قرآن  وفــا   ان عباس

تم چگینگ زدمسے زیروک کرب بلا ان عباس

 

حسن سبز قبائی ستروغی پو ان عباس

شاحسینی خشولی ان غدونی نو ان عباس

زینبی میگی تتو سینگی رگنو ان عباس

ام کلثومی ژھری یسپی غزیمو ان عباس

رنبزو ژھوا خچسپہ ککی شیسپولا عباس زیرید

کاچو خسمسے نہ چھو می بجیس پولا عباس زیرید

 

ببالا عرشی کھنہ تھوبفی گہر پو یانگ ان

دشمنی دونلا حسینی غدونی نر پو یانگ ان

بنی ہاشم پی خنامینگ شربی قمر پو یانگ ان

غیرتی ستقجی لا کھورفی دے ثمر پو یانگ ان

شیر یزداں  لا   خداس   بیاسپی  عطا   ان عباس

ڑگیالمو زھراسی فیاغینگ بیاسپی دعا ان عباس

 

 

 

دوپہ ینگ پغزی نلا ترس نرے سُو ان عباس

نا زیروک رن مہ می چھد پی دے بِرُو ان عباس

کربلائی سکھدینگ یسپی کھبو ان عباس

چھوسی کھا فڑقپہ زگورے سکورفی دے بُو ان عباس

ھیبتی کھا ہرماغی ژھیر چقفو لا عباس زیرید

ایبچنی زبوگی کھا ہرمق تھقفو لا عباس زیرید

 

سو مبیاسپے ہلتوسی میولینگ دینے بیس عباسی

چھوکھہ گنگ کھیونگما بونوا نیانفژے فڑس عباسی

چھو سلا بوانہ ربہ رولّا کوچے ہلتس عباسی

دیکھنہ چھونگسے ہرماغینگ مثل عبس عباسی

اسد اللہی   بو   ان   زیر  بو سہ   میولینگ نون چوکس

دشمنی ہرمق پو بدسے کوفے ستغویکھہ تھون چوکس

 

شاحسینی سی زیرید نی خشولی ان ان عباس

فخریکھ زینبی زیرس نی سنینگی ڑدن ان عباس

شرگونا بوسمیدی فیا فقرہ بیاکھن ان عباس

ستروغی بلبل کنی فیا مدحی چمن ان عباس

سو شہیــد یانگلا سوغـازی سوسی طـیّار   زیرید

بڑنگ ڑدونین گنگماسی عباس علمدار زیرید

رگی یود سوکنہ بباس بیاسپو کھوانی بے انپا

کوفہ نا شام کھوری ہرتے تھلچدی کھا زبے انپا

کفری ہرمقپو کھوتی قبرینگ تھونے من بدے انپا

خسیری زگونگ پق فودے شرگوگی برینگ بگوے انپا

اذن یود سوکنرے کاچوے کھوانی بیو تھونگنوکپہ

شامی کھر چقسے   یـزید کرب بلا   کھیونگنوکپہ

 

تونگو یود کھن کنی تونگوی فری زگو ان عباس

کھوقکھولینگ فوقنہ خبر لینمی خوجو ان عباس

سمن می گوی ند کنی فیا دودپی ستغو ان عباس

میونی غدیانگمی رگو لا شربی نمو ان عباس

حرز داؤود زیرید  سوس  دمِ الیاس  زیرید

نیا لا تھوننہ ژھڑانگ قا بیاسے عبّاس زیرید

 

کھوری مجلس پو ستادین یودپی دے شربونگ لا سلام

کھوری ماتم بیاسے بڑنگ ڑدونگمی دے لقپونگ لا سلام

کھوری نوحینگنو کولین پودپی دے کوخمونگ لا سلام

کھوری دومبینگنو علم کھوربی دے فڑقپونگ لا سلام

فیونگ تمنا نی سنینگی مید نرے چنگ لا کھوس مید

کربلا تھون نرے  یو  چھوق ،  نلا جنت  رگوس مید

 

نری ستروق پو یری ذاکر کنی کھمچونیکھہ سکور

 یری کھہ نوسپی دے مومن کنی مکچھونیکھہ سکور

یری مرقد لا طواف بیاسپی دے حاجیونی کھہ سکور

یری تربت پوبی کھہ بیاسپی دے سجدونیکھہ سکور

بیاس  لے ڑگیالفو یانی ستروقپو یری کاچوی کھہ فدا

جانِ   اطہرؔ    یری   عاشق   کنی   تھیمبی کھہ     فدا

 

 


موضوعات مرتبط: متفرقات

تاريخ : یکشنبه سوم خرداد 1394 | 20:11 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | 1نظر Comment

يمن را درياب

 

ايها الناس کجائيد يمن را درياب

آتش ظلم روان است چمن را درياب

 

 

دوستداران عليؑ شير خدا ، کشته شدند

عاشقان حرم نور خدا، کشته شدند

 

 

در غم و تشنه لبي خون شده قلب و جگر است

ارض صنعا و عدن کرب و بلاي دگر است

 

 

سازمان ملل هم ترس دروني دارند

از ستم هاي نظر نيک شگوني دارند

 

 

سازمان ملل متحدو سنجيدم

شعر اقبال را امروز درست فهميدم

 

 

دست اين طوطئة شوم يد امريکاست

هدف دشمن دين ملت پاک صنعا است

 

 

ساکن ارض حرم وارث قابيل شدند

مَلِک و جنگده ها ابرهه و فيل شدند

 

 

سنگ بردارو بريم مثل ابابيل شويم

دست در دست بدهيم حامئ هابيل شويم

 

 

مرگ ر پيرو امريکه و همدستانش

مرگ بر اسرئيل و سعودي و همپيمانش

 

 

همزبان، همدل و همجان شدن مي خواهد

کمک از اهل جهان اهل يمن مي خواهد

 

آتش ظلم روان است ، چمن را درياب

ايها الناس بيائيد ، يمن را درياب

 

کلام: سید سجاد (اطہر) موسوی تبتی



موضوعات مرتبط: عمومی مطالب

تاريخ : یکشنبه سوم خرداد 1394 | 19:52 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

يمن مي سوزد

 

 

آه اي اهل گلستان، يمن مي سوزد

روشن است آتش سوزان، يمن مي سوزد

خوانخواران جهان دست به هم پيوسته

راه انداخته طوفان، يمن مي سوزد

پشت اين حرکت شومين فلان ابن فلان

هست امريکه نادان، يمن مي سوزد

 

 

دست بردار زجنگ و، دم انسان مريز

دست بردار زجنگ و، خون طفلان مريز

دست بردار زجنگ، آبروي مردان مريز

اي يهود بني نجران ، يمن مي سوزد

دست بردار عربستان، يمن مي سوز

 

 

طبق فرمان خداوند تو حد خواهي خورد

لعنت خلق خدا را به عدد خواهي خورد

از همه انس و جان مشت و لگد خواهي خورد

دست امريکه شيطان، يمن مي سوزد

دست بردار عربستان يمن مي سوزد

 

 

اف به نادانيت، بازيچة نيرنگ شدي

چشم خود بستي سپس وارد اين جنگ شدي

بهر اسلام جهاني سبب ننگ شدي

هست فرياد مسلمان، يمن مي سوزد

دست بردار عربستان يمن مي سوزد

 

 

 

کلام: سید سجاد اطہر موسوی تبتی


موضوعات مرتبط: عمومی مطالب

تاريخ : یکشنبه سوم خرداد 1394 | 19:50 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment


.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.