تفسير اين حديث چيست؟((من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتته جاهليه)).اصولا شناخت امام در اين حديث يعني چه؟ به دليل اهميت حياتى و غيرقابل انكارى كه شناخت امام و به خصوص امام زمان ( عج ) يعنى رهبر و الگوى زمان و تنها عامل پيوند ما با خداوند دارد ، پيامبر گرامى اسلام ( ص ) فرمودند : هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است . 1 آنچه كه از روايت فوق برداشت مى‌شود اين است كه نشناختن امام زمان خود به معنى عدم ارتباط با امام است و عدم ارتباط با امام يعنى قطع پيوند هدايت با خداوند و اين همان مرگ جاهليت و خروج از دين و گمراهى است و امام صادق ( ع ) در جواب سؤال از چگونگى از معناى جاهليت فرمودند : منظور از آن جاهليت كفر و نفاق و گمراهى است . 2 پس چنان معرفت و شناختى از امام زمان ( عج ) بايد حاصل شود كه ما را از مرگ جاهليت نجات بخشد و بنابر روايات رسيده از ائمه اطهار ( ع ) بدون ترديد مقصود از معرفتى ( شناختى ) كه امامان ( ع ) ما را به تحصيل آن امر فرموده‌اند شناخت آن حضرت چنان‌كه هست مى‌باشد ، به گونه‌اى كه سبب سالم ماندن از شبهه‌هاى ملحدان گردد و مايه نجات از گمراه ساختن گمراه‌كنندگان شود و چنين شناختى دو وجه دارد : . 1 شناخت شخص امام ( ع ) به نام و نسب ( شناخت اسمى ) . 2 شناخت صفات و ويژگى‌ها و مقامات امام ( ع ) ( شناخت رسمى ) و به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است چنانچه امام صادق ( ع ) فرمودند : نشانه را بشناس . . . چون اگر نشانه را شناختى ، ديگر پس از هدايت شدن گمراه نخواهى شد و به فريب‌كاران تمايلى نخواهى يافت . 3 شاهد بر اين مطالب رواياتى است كه ائمه اطهار ( ع ) به ذكر علامت‌ها و صفات و ويژگى‌هاى حضرت حجت ( عج ) مى‌پردازد و در آنها توصيف نشانه‌ها و علائم ظهور و ويژگى‌هاى عصر ظهور بيان گرديده است . البته معرفت به نعت و صفت مرتبه بالاترى از معرفت اسم است در اين معرفت ما امام را تنها از روى اسم و خصوصيات ظاهرى بيان شده نمى‌شناسيم بلكه به يك سلسله ويژگى‌ها و كمالات باطنى شناخت پيدا مى‌كنيم چنين معرفتى از طريق شنيدن اوصاف و كمالات و مقامات امام ( ع ) حاصل مى‌شود . چنانچهآن حضرت ( ع ) در بيان وجوب معرفت پروردگار و فرستادگان او فرموده‌اند : « . . . و بعد از آن معرفت ( معرفت پروردگار ، رسول و اقرار به پيامبرى او ) معرفت امامى است به نعت و صفت و نامش ، كه در حال سختى و راحتى به او اقتدا مى‌نماييم . و كمترين درجه شناخت امام آن است كه دانسته شود او همتاى پيامبر ( ص ) است به جز در مقام نبوت . و امام وارث پيامبر ( ص ) است و اطاعت خداوند و اطاعت رسو ل خدا ( ص ) و تسليم بودن به او در همه امور و مراجعه كامل به او و پذيرش گفته او از مراتب شناخت مى‌باشد . » 4 پس بنابر روايت فوق ، معرفت واجب شده از طرف پيامبر ( ص ) درجه‌اى بالاتر از معرفت به اسم و رسم است و آن معرفت و تصميم قلبى است كه اگر كسى آن را نداشته باشد به مرگ جاهليت مى‌رسد . اهل بيت ( ع ) تعريفى كه از معرفت ارائه داده‌اند اين است كه معرفت همان فهم و شناخت روايات مى‌باشد . 5 انديشمندان دينى در اين‌باره ، دو گفته دارند يكى شناسايى امام به اسم ، نسب و لقب ، و ديگرى معرفت به صفات و خصوصيات ظاهرى و باطنى امام و تمايز وى از ديگر افراد بشر . درباره شناخت قسم اول ، پيامبراكرم ( ص ) و ائمه هدى ، بارها در حضور اصحاب و يارانشان به ويژگى‌ها و صفات امام عصر ( عج ) اشاره كرده‌اند . رسول خدا ( ص ) فرمود : مهدى از فرزندان من است . نامش نام من و شبيه‌ترين مردم به من از جهت اخلاق و خلقت است . غيبتى خواهد داشت كه امت‌ها در آن گمراه مى‌شوند . مانند ستاره شهاب مى‌آيد و زمين را از عدل و داد پر مى‌كند ، هم‌چنان‌كه از ظلم و جور ، پر شده بود . 2 در روايتى به نقل از يونس بن عبدالرحمن آورده شده كه گفت : به محضر امام هفتم موسى بن جعفر ( ع ) مشرف شدم و عرض كردم : يابن رسول الله ، آيا شما قائم به حق هستى ؟ فرمود : آرى ، وليكن آن قائمى كه زمين را از دشمنان خداى متعال پاك و آن را از عدل و داد پر كند ، پنجمين فرزند من است كه غيبتى طولانى دارد . خوشا به حال شيعيان كه در غيبت وى به رشته ولايت ما چنگ زده و به دوستى ما ثابت و استوار مانده‌اند و از دشمنانمان بيزارند ، آن‌ها از ما و ما از آن‌هاييم . ايشان ما را به امامت پسنديده‌اند و ما هم آن‌ها را به شيعه بودن پذيرفته‌ايم . خوشا به حالشان ، باز هم خوشا به حالشان ، به خدا در روز قيامت در درجات با ما خواهند بود . 3 معرفت امام در وجه دوم ، به ميزان آگاهى ، مطالعه و ژرف‌نگرى در رفتار و كردار امام بستگى دارد و هرچه درك از آن وجود مقدس با تعمق بيش‌ترى صورت پذيرد ، زواياى گسترده‌ترى از شخصيت بى‌نظيرش روشن مى‌شود . انسان‌ها اگر درصدد شناخت واقعى آن حضرت برنيايند ، به موجودى بى‌روح مبدل مى‌شوند كه عطش جاودانگى را به جرعه حقيقت بر طرف نكرده و نداى فطرت را به پاسخى حقيقى ارضا نكرده‌اند . حضرت مهدى ( عج ) دريايى مواج از علم و حكمت و معرفت حق است كه به اراده الهى از نظرها غايب گشت ، تا در هنگامى‌اى خاص ظهور كند و اهل ايمان را پيروز و سربلند سازد . آن حضرت ، بسان خورشيد پشت ابر ، شيعيان را از گرمى و نور وجودش بى‌نصيب نمى‌گذارد . ايشان ، خود فرمودند : شيوه بهره‌بردن از من در زمان غيبت ، مانند استفاده از خورشيد است ، هنگامى كه ابرها آن‌را از ديده‌ها پنهان سازند . براى اهل زمين امان هستم چنان‌كه ستارگان ، امان اهل آسمانند . 4 حضرت مهدى ( عج ) ويژگى‌هايى خاص دارد و به اوصافى آراسته شده كه عبارت « طاووس اهل الجنه » برايش بيان شده است . وجود آن حضرت از لحظه تولد و سپس غيبت و نهايتاً ظهور ، تجلى اراده حق و تحقق صفت بقيه اللهى است كسب معرفت آنچه از روايات استفاده مى‌شود اين است كه خداوند متعال است كه معرفتى را به بندگان خدا عطا مى‌كند و نقش انسان در تحقق آن فقط قبول و يا ردّ آن معرفت عطا شده مى‌باشد . پس مى‌توان گفت معرفت امام ( ع ) به لطف و عنايت خداوند است كه بنده بايد از او درخواست كند و بخواهد تا شامل چنين فضلى شود . و تحقق اين امر ( معرفت امام زمان ( ع ) ) در زمان غيبت از راه تسليم نسبت به احاديث ائمه ( ع ) و تقيد به مراجعه به روايات در همه مسائل اعم از اعتقادى ، اخلاقى و عملى امكان‌پذير است . پس معرفت يك امر اكتسابى نيست كه انسان با انجام دادن يك سرى افعالى به آن دست يابد بلكه معرفت يك امر عنايتى است كه از طرف خداوند به بندگان عطا مى‌شود و انسان بايد زمينه اين عنايت را در خود ايجاد نمايد . البته براى طلب معرفت امام عصر وسايل و اسبابى از طرف خداوند قرار داده شده است كه انسان با توجه به آنها مى‌تواند به نتيجه و مقصود خود برسد . بعضى از اين اسباب و وسايل عبارتند از : . 1 طلب و درخواست از خداوند متعال ( دعا ) . 2 توسل پيدا كردن به ائمه براى طلب معرفت . 3 پناه بردن به وجود مقدس امام زمان ( عج ) و طلب معرفت و يارى ايشان در اين راه . 4 تفكر و تدبر در كلمات نورانى اهل بيت درباره آن بزرگوار ( تفقه ) . 5 تسليم و گردن نهادن به ولايت امام عصر ( عج ) . 6 مطالعه معجزات و عنايات خاصى كه به دست امامان عزيز و مهربان واقع شده . معرفت صحيح امام عصاره و نتيجه شناخت دين و فهم صحيح روايات و تسليم در مقابل آن است . شناخت صحيح امام ( ع ) آثارى دارد كه قلب شناسا را پر از محبت مى‌كند و قلبى كه مملو از محبت امام زمان ( ع ) شد همه حالاتش بر اساس آن شكل مى‌گيرد و اعمال او متناسب به ميزان محبت قلبى‌اش روح و ارزش پيدا مى‌كند و چنين محبتى است كه باعث مى‌شود كه انسان در همه احوال به ياد امام زمانش باشد و از ياد او غافل نگردد و او را به انتظار فرج مولايش مى‌نشاند تا جاييكه وظيفه خود مى‌داند كه براى رفع غم و غريبى آن حضرت تلاش كند و دست به دعا بردارد . بر اين اساس راجع به حضرت مهدى ( ع ) و اوصاف آن بزرگوار بايد بدانيم كه شناختن مشخصات آن حضرت از دو جهت اهميّت بخصوص دارد : يكى از نظر تكليف ، زيرا شناختن امام شرعاً و عقلاً واجب است و به حكم حديث معروف : « مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيْتَهَ الجاهِلِيَّهِ » و ديگر از جهت شناختن دروغ و باطل بودن دعاوى كسانى كه به دروغ ادعاى مهدويّت كرده يا بنمايند ، زيرا با ملاحظه اين مشخصات ، كذب و بطلان دعواى اين افراد روشن و واضح مى‌شود چون فاقد اين صفات و خصائص بوده‌اند . صفات و مشخصات حضرت مهدى ( ع ) كه در احاديث و روايات ذكر شده مشخصاتى است كه هر كس آن مشخصات را در نظر بگيرد هرگز آن حضرت را با افراد ديگر اشتباه نخواهد كرد و اگر ديده مى‌شود پاره‌اى فريب خورده و دعواى مهدويّت را از شيادانى پذيرفته‌اند ، به دليل غفلت يا بى اطلاعى از اين مشخصات و خصائص بوده ، و يا آنكه بعضى مشخصات را كه تمام مشخّص نبوده و وصف عام آن حضرت و ديگران بوده ، تمام مشخّص شمرده و صاحبان وصف عام را با صاحب وصف خاص اشتباه كرده‌اند . بسيارى هم دانسته و عمداً اين دعاوى را براى يك سلسله اغراض مادّى و سياسى و حبّ جاه و رياست ، به ظاهر پذيرفته و ترويج مى‌نمايند . وگرنه خصوصيات و اوصافى كه براى آن حضرت بيان شده مشخصاتى است كه جز بر آن شخص خاص و موصوف به آن صفات خاص ( يعنى امام دوازدهم ، يگانه فرزند امام حسن عسكرى ( ع ) ) بر احدى از كسانى كه ادعاى مهدويّت كرده‌اند قابل انطباق نيست و بطلان دعاوى آنها با توجه به اين نشانيها و علامات مانند آفتاب آشكار و هويدا است . علماء و دانشمندان متتبع و محيط به احاديث كه وثاقت آنان مورد تأييد علم رجال و تراجم است ، در كتابهاى معتبر و مستند به نحو كافى و وافى اين مشخصات را تعيين و توضيح داده‌اند.

 

پى‌نوشت‌ها :

 1 مجلسى ، بحارالأنوار ، ج 8 ، ص368 .

2 . كلينى ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 337

3 . همان ، ج1 .

4 .تفسير برهان ، ج 2 ، ص340 .

5 . مجلسى ، همان ، ج 2 ، ص 184


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : جمعه بیست و پنجم دی 1394 | 12:4 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

چرا نبايد امام زمان را با نام م_ح_م_د ايشان خواند؟



در اين باره، چند نظريه را مي‌توان مطرح كرد.

1ـ نام نبردن حضرت صاحب الزمان(عج) به اسم اصلي، شايد كنايه از بزرگداشت مقام و تعظيم آن حضرت باشد. معمولاً انسان كسي را كه برايش بسيار حرمت قائل است به اسم، حكايت و خطاب نمي‌كند.

2ـ پنهان داشتن امر از غير شيعيان: در زمان سلاطين غير شيعي انتساب به حضرت صاحب الزمان(عج) مي‌توانست موجبات اذيت و آزار شيعيان را فراهم آورد. از اين رو امامان شيعه با نهي از ناميدن آن حضرت با اسم اصلي ايشان، در حقيقت شيعيان را امر به تقيّه كرده‌اند.

3ـ شايد ناميدن ايشان به اسم واقعي، كنايه از نشان دادن ايشان و راهنمايي اشخاص به مكان آن حضرت باشد. و از اين جهت در بعضي روايات از ناميدن ايشان تنها در مجامع عمومي نهي شده است. در توقيعي از حضرت صاحب الزمان(عليه السلام) در اين باره آمده است:«ملعون ملعون من سمّاني في محفل من الناس» يعني از رحمت خدا به دور است هر كس در ميان مردم نام مرا ببرد.(بحارالانوار، ج51، ص33) 

4ـ احتمال ديگر هم آن است كه اين امر به جهت حفظ احترام حضرت رسول اكرم(ص) باشد، تا نكندتوجه و توسلات ما به حضرت ولي عصر(عج)، نام مبارك حضرت ختمي مرتبت را تحت شعاع قرار دهد؛ خصوصا كه كنيه مبارك امام هم همان كنيه مبارك رسول گرامي اسلام است. نگارنده احتمال اخير را ترجيح مي دهد، هر چند در كتاب و منبعي نديده است.


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1394 | 0:9 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | 3 نظر Comment

     امام مهدی (عجل الله تعالي فرجه الشريف):

وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنَا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْوَاضِحَةِ فَقَدْ نَصَحْتُ‏ لَكُمْ‏ وَ اللَّهُ‏ شَاهِدٌ عَلَيَ‏ وَ عَلَيْكُمْ

 هدف و قصد خویش را نسبت به محبت و دوستی ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مینای عمل به سنت و اجرای احکام الهی قرار دهید، پس همانا که موعظه ها و سفارشات لازم را نموده ام و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه می باشد.

موضوع: محبت به اهل بیت

 

منبع: بحارالانوار: 53/179/16


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : شنبه یازدهم بهمن 1393 | 18:3 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

سلام بر مهدی ....

 

آن سفر کردۀ غایب ،آن حاضرتر از حاظر، آن پنهان از نظر، اما همیشه بر ما ناظر


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : دوشنبه پانزدهم دی 1393 | 16:12 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | 3 نظر Comment

اے کاش.................

 

اے میرے مولا وآقا!

    اے کاش میرا نام عبدالمہدی رکھا ہوتا !

    اے کاش میرے والدگرامی نے میری تولد کے ساتھ کانوں میں اذان عشق کے ساتھ تیرا نام بھی زمزمہ کیا ہوتا!   

    اے کاش ماں نے مجھے بات کرنا سکھارہی تھی تو سب سے پہلے تیرا نام سکھاےا اور زبان پر جاری کراےا ہوتا!

    اے کاش جب سے مجھ میں قوّت تکلم آئی اسی وقت سے میرے بھائی اور دیگر رشتہ داروں نے مجھے یا مہدی (ع) کہنے کی عادت دلائے ہوتے۔

    اگرچہ آج میرا جو تجھ سے عشق ومعرفت کا بندھن بندھا ہے یہ میرے والد اور والدہ کی پاکیزگی اور تجھ سے محبت کی دلیل ہے اور طہار ت نسل اس وقت تک ممکن نہیںجب تک تیرے آباء واجداداور تیری محبت ماں باپ کے دلوں میں پاےا نہ جائے ۔ اور آج میری فکر تیری محبت کی بلندیوں کی طرف پرواز کررہی ہے اس میں کلیدی کردارمیرے والدین کی نیک تربیت اور میرے برادر بزرگوار کی طرف سے پانے والی فکری تربیت (یعنی فضل وعطاء خداوندی) کا ہے۔

    اے کاش میرے سکول کی ابتدائی کتابوں میں تجھ سے آشنائی کا سبق پڑحا ہوتا!

    اے کاش میرپرائمی سکول کی پہلی کلاس میں مجھے تیری محبت کا تعلیم اور تیرے متعلق داستانوں کی کتابیںپڑھائی گئی ہوتی!

    اے کاش میرے اساتیذ نے میرے ہاتھوں میں قلم تھماکر بسم اللہ کے بعد تیرا نام لکھنے کی تربیت دی ہوتی!

    اے کاش میرے ہوم ورک تجھ سے متعلق دعائیں اور احادیث کو یاد کرنا ہوتا!

    اے کاش خوشخطی سکھاتے ہوئے تیرے نام اور القاب کو لکھنے کی عادت کروائی ہوتی !

    اے کاش املاء نویسی میں تیرے معجزات کی داستانیں لکھوائی گئی ہوتی!

         پرائمی سکول کے دورانئیے میں کسی نے مجھے تیری محبت اور معرفت کی وادی کی سر سبز وشاداب فضا سے آشنا نہیں کیا اور ان اےام میں میں صرف یہی جانتا تھا کہ میرا امام بارہ ہیں اور آخری امام (حضرت مہدی(ع)) آج بھی زندہ ہے اور لوگوں کی نگاہوں سے مصلحت الٰہی کی وجہ سے غائب ہیں۔ اور اسی حد تک میرے خاندان والوں، مامووں، تاےا جان اور والدین نے مجھے بتاےا تھا۔

    اے کاش جب میں کسی حد تک بزرگ ہوا اور لڑکپن کی زندگی میں قدم رکھا تومڈل کلاسز کے وقت کسی نے مجھے بزم ادب میں تیرے نام پر قصیدہ پڑھنے کو کہا ہوتا جبکہ مجھ سے ملی نغمے پڑھوائے گئے۔

    اے کاش محفل ادب میں تیرے مقدس وجود کے حضور میں بجالانے والے آداب واحترام سے مجھے آگاہ کیا ہوتا!   

    اے کاش کسی نے مجھے تاریخ کی کتابوں کی جگہ تیری غیبت اور غربت وتنہائی کی تاریخ سے آگاہ نہیں کیا !

    جب بھی اساتیذ میرے کان انگریزی کے مضامین یاد کرنے کی تاکید کرتے تھے اس وقت کبھی میرا کان پکڑ کر تیری یاد کرنے کی تلقین نہیں کی !

    اے کاش سکول اسمبلی میں دعا پڑھنے کے ساتھ تیرے ظہور اور سلامتی کے لئے دعا کرنا بھی سکھا یا ہوتا!

    اے کاش ریاضی اور انگلش کی امتحان کے بجائے مجھ سے تیری محبت اور معرفت کا پرچہ لیا ہوتا !

    اے کاش ڈرائنگ کے کلاس میں سیب اور درخت کی بجائے تیرے مہربان اور محبت بھرے چہرے کی نقاشی کرائی گئی ہوتی!

        نہیں معلوم ،' مضمون نویسی' میں 'علم بہتر ہے یا مال ' پر مضمون لکھوانے کے بجائے مجھے آپ اور آپ کی غیبت ، آپ اور آپ کے ظہور اور آپ اور آپ کی رضاےت جلب کرنے کے طریقوں اور زمان غیبت میںامت کی ذمہ داریوں پر مضمون کیوں نہیں لکھوائے گئے۔

    جبکہ حقیقی نگاہ سے دیکھیں تو:

        تیرے بغیر نہ علم بہتر ہے نہ مال

                نہ زندگی بہتر ہے نہ موت

                        نہ روشنی بہتر ہے نہ اندھیرا

        کیونکہ

            علم     روشنی ہے    اور     زندگی کا مزہ ولطف اس وقت ہے جب :

                                             تیری معرفت علم میں شامل ہو

                                             تیرا چراغ روشنی میں شامل ہو

                                             اور

                                             تیری محبت زندگی میں شامل ہو

                                              اور بدن اللہ کی عبادت کے لئے مصروف عمل ہوجائے

                      جی ہاں!

                               تیرے بغیر کسی بھی چیز کا لطف نہیں

                              اور اگر تو ہو تو کسی بھی چیز کی ضرورت نہیں

                           

                                                                   مشہدمقدس

                                                              ١٢ ذی القعدہ ١٤٣١ ہجری


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 17:24 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

شایدہم اپنے نبی اکرم حضرت محمد مصطفی صلی اللہ علیہ وآلہ وسلم کی زندگی میں پڑھتے ہیں کہ:

    عرب کا اےک بادیہ نشین رسول گرامی اسلام صلی اللہ علیہ وآلہ وسلم کے حضور میں اپنے نحس پاؤں کو درا کرتا تھا اور اپنے مدتوں سے نہ دھوئے ہوئے پاؤں کے انگشت سے پیغمبر اسلام صل اللہ علیہ وآلہ وسلم کے مبارک کانوں کے لُوسے کھیلتا تھا اور بے ادبانہ طور پر کہتا تھا : اے محمد ؐ !ہمیں کوئی ایسی کہانی سناوجو ہمارے لئے بہت زیادہ تعجب آور ہو۔

    جب بات یہاں پر آتی ہے تو تمام مسلمانوں کے خون رگوں میں گھولنے لگتا ہے ، کیوں؟ اسلئے کہ اس بے ادب نے ہمارے عشق ، اےمان، عقیدہ ، محبت ، زندگی یعنی رسول خدا صلی اللہ علیہ وآلہ وسلم کے ساتھ مزاق کیا۔ کیونکہ رسول ہماری جان،ہمارا اےمان، ہمارا عشق ہے ۔ خلاصہ یہ کہ رسول گرامی اسلام صلی اللہ علیہ وآلہ وسلم کے بارے میں ہمارا عقیدہ یہی ہے کہ'بعد از خدا بزرگ توئی قصّہ مختصر' یعنی ہمارے نبی ہمارا سب کچھ ہے اور ان کے بنا ہمارے پاس کچھ بھی نہیں۔

    ہاں مگر انصاف سے فیصلہ کریں!

    کیا ہمارے زمانے کا امام (ع) ہمارے نبی ؐ کا جانشین نہیںہے ؟ کیا امام زمان اسی رسول ؐکا فرزند نہیں ہے ؟ کیا خود نبی اکرم ؐ نے نہیں فرماےا؟' المہدی منی من ولد فاطمہ ' یعنی مہدی (ع) میرا فرزندہے اور میری بیٹی فاطمہ (ع) کی اولاد ہے۔کیا رسول کا فرمان نہیں ہے ؟ انی تارک فیکم الثقلین کتاب اللہ وعترتی اہل بیتی ما ان تمسّکتم بہما لن تضلوا بعدی ابدا'یعنی میںتمہارے درمیان د و گرانبہا چیزیں چھوڑ کر جارہا ہوں جو ان دونوں سے متمسّک رہے تومیرے بعد ہر گز گمراہ نہیں ہوگا 'کتاب اللہ وعترتی اہل بیتی' وہ دوچیزیں اللہ کی کتاب(قرآن پاک) اور میری عترت ہیں۔اور قرآن نے اجر رسالت کے بارے میں اعلان فرماےا :

    میرے حبیب (قُل) کہدو 'لااسئلکم علیہ اجرا الا المودّۃ فی القربیٰ' میں اجر رسالت میں کچھ نہیں چاہتا سوائے میرے قرابت داروں کی مودّت ومحبت کے۔ تو بتائیے!

            کیا امام زمان(مہدی) علیہ السلام ثقلین میں سے اےک اور قربیٰ کا مصداق نہیں ہے ؟؟

    چونکہ آج دنیا میں قرآن کے ساتھ جوثقل اصغر موجود ہے وہ وجود مقدس حضرت مہدی علیہ السلام ہیںاسی لئے ہم امام کو سلام دیتے ہوئے کہتے ہیں

                السلام علیک یا شریک القرآن !

    اب بتائیں کہ !!

        ہم کہاں تک اپنے رسول کے جانشین امام زمان علیہ السلام کے حضور مقدس میں آداب کی رعاےت کرتے ہیں؟ کیا ہم ان کے حضور مقدس میں بجا لانے والے آداب سے واقف ہیں؟اگر ہیں تو کیا اسکی رعاےت بھی کرتے ہیں ؟

    جرأت کے ساتھ اور یقین کے ساتھ کہہ سکتا ہوں کہ :

        امام علیہ السلام ک ظہور کے موانع میںسے اےک اور شاےد امام علیہ السلام کے ظہور پر نور کے لئے مہم ترین مانع یہی ہے کہ لوگوں نے ابھی تک انکے محضر مبارک میں بجا لانے والے آداب کو نہیں سیکھا ہے اور ابھی تک انکے وجود مبارک کا احترام نہیں ہورہا ہے۔

    اور اس مقدّس ہستی کے حضور میں احترام بجا لانے کا بہترین طریقہ تمام واجب امور کو بجا لا نا اور تمام حرام امور کو ترک کرنا ہے ۔

        آج سے ہی اس نکتے پر عمل کرنے کا آغاز کریں اور پھر اپنے مولا کر پُکار کر دیکھیں !!!

 

                                        مشہد مقدس

                                    ٢٠ ذی القعدہ ١٤٣١ ہجری


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 17:24 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

ہمیشہ جب بھی ہم کلمہ مظلومیت کو سنتے ہیں تو خود بخود ذہن میں یہ بات آجاتی ہے کہ ایک طرف ظالم ہے اور ایک طرف مظلوم اوربھیج میں مظلوم کا کوئی حق پائمال ہوا ہے ۔ اور جونہی ہم مظلومیت کے لفظ کو سنتے ہیں تونا آگاھانہ فکر انسان میں ظالم سے نفرت وانزجار اور مظلوم کی حمایت وہمدردی کی فضا قائم ہوجاتی ہے اسی طرح خود بخود انسا ظالم سے بیزار اور مظلوم کا حامی بن کر سانس لینے لگتا ہے ۔

    بُرائی یہ ہے کہ: انسان اس طرح کے قضیوں اور واقعات کو سن کر ظالم ومظلوم دونوں کے بارے میں کوئی فکر نہ کرے اور مظلوم کی حمایت پر اُتر نہ آئے۔

    اور اس سے بدتر یہ ہے کہ انسان ہر وقت اپنی فکر، اپنی زندگی اور عزّت کی حاطر اس حد تک سر گرم عمل ہوجائے کہ وہ کسی مظلوم کی فریاد کو نہ سنے اور اگر سنے بھی تو اس کی طرف کوئی توجہ نہ دے۔رسول اسلام (صلی اللہ علیہ وآلہ وسلم) کے فرمان ' من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین ولم یجبہ فلیس بمسلم' کے مطابق وہ دائرہ مسلمانیت سے خارج ہوجاتا ہے ۔ بلکہ دائرہ انسانیت سے خارج ہوجاتا ہے کیونکہ مظلوم اور غریب ونادار فریاد زدہ افراد کی حمایت وامداد انسان کی فطرت میں شامل ہے ۔جب کوئی شخص اپنی فطرت کے تقاضا کو پورا نہیں کرتا وہ انسانیت کے زمرے سے باہر ہوجاتا ہے۔

    اور اس سے بھی بدتر اور ناشایستہ ونالایق تر وہ انسان ہے جو اپنے زمانے کے امام(ع) کی مظلومیت کی فریاد کو سنے تو صرف جواب نہ دینا ہی نہیں بلکہ خود بھی اس مظلوم امام (ع) کے مظلومیت کو بڑھانے والے افراد میں سے ایک ہوکر امام (ع) کی مظلومیت کے اسباب انجام دے۔

    ہمارے اس مونس وغمخواراور ہزار باپ سے بھی زیادہ شفیق ومہربان امام (ع) کی نسبت ہماری بے توجہی سبب بنی ہوئی ہے کہ ہمارا امام (ع) ہمارے درمیان غریب ،اجنبی اور مظلوم قرار پائے۔

    ان اسباب میں سے ایک اہم سبب یہی ہے کہ ہم ان کی نسبت یہ فکر کرتے ہیں کہ وہ غیبت کے پردے میں ہے ۔

جبکہ امام صادق (ع) فرماتے ہیں وہ لوگوں کے درمیان زندگی کریں گے اور حج کے موسم میں حجاج کے درمیان ہونگے ، ایک اور حدیث میں فرماتے ہیں کہ 'وہ(مہدی(ع)) لوگوں کے درمیان ہونگے انکے بازاروں میں ٹہل رہے ہونگے اور انکے مجلسوں میں حاضر ہونگے لیکن وہ اسے نہیں پہچانیں گے'۔

    اب بتائیے : پردے میں ہم ہیں یا وہ(امام زمان(ع))؟ سیدھی سی بات ہے کہ پردے میں ہم ہیں ہمارے بدکرداریاں ، بد اعمالیاںبد گفتاریاں پردے کی مانند ہمیں ڈھانپ کر محبوس کئے ہوئے ہیں ،تو             وہ تو امت کی خبر لیتے ہیں ہر گھر ہر گھڑی

                    وہ نہیں پردے میں لوگو! ہم یہاں پردے میں

    اگر ہم حد اقل اپنے جاننے والوں ، دوستوں اور رشتہ داروں کی دیدار اور ملاقات کے لئے وقت دے سکتے ہیں تو کیا کبھی سوچا بھی ہے کہ :

                اپنے امام (ع) کی ملاقات اور دیدار وزیارت کے لئے بھی اقدام کرے؟

    اگر ہفتے میں ہر روز حد اقل ایک ایک گھنٹے بے ہودہ وقت گزار تے ہیں اور ٹیلویژن دیکھنے اور غیر مفید باتوں میں اپنے اوقات کو گنوا رہے ہیں تو :

        کیا پورے ہفتے میں صرف سات(٧) منٹ اپنے امام زمان کی شناخت اور معرفت کے حصول کے لئے بھی وقت گزارا ہے؟؟؟

    کیا ہمیں اپنے امام کی کوئی فکر ہے ؟         اگر نہیں ہے تو کیوں...........؟؟؟؟

 

                                                                             یا مہدی العجل


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 17:23 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

یقین جانئے کہ:

    امام معصوم علیہ السلام کی دعا جس کے بارے میں بھی ہو اللہ کے حضور میں قبول واجابت کا مقام رکھتی ہے ۔

        بعض منابع حدیث میں اس طرح رواےات آئی ہیں کہ ہمارے ائمہ علیہم السلام میں سے کسی نے یا رسول گرامی اسلام صلی اللہ علیہ وآلہ وسلم نے کسی شخص کے بارے میں اللہ سے دعا مانگی کہ اس موردنظر شخص کو اپنی رحمت کے سائے میں قرار دے یا اولاد عناےت کرے یا مال ودولت دے یا حاجتیں جو بھی ہو پوری فرمائے ، تو یہ کتنی بڑی سعادت کی بات ہے !

    مگر شاےد یہ دعائیں ، اسی مورد کے اصطلاح کے تحت، اسی موضوع ، اسی شخص اور اسی موقع کے ساتھ مخصوص ہو۔

        مگر میں کسی اےسی دعا سے آشنا ہوں جو ہمیشہ اور ہر لحظہ انسان کی زندگی میں اللہ کی رحمتوں کو شامل حال کرتی ہے ۔اور اللہ کی خصوصی رحمت کا اور کیا کہنا؟!!

    جہاں تک امام رضا علیہ السلام فرماتے ہیں : رحم اللہ عبداً احیی ٰ امرنا ......... اللہ کی رحمت ہو اس شخص پر جو ہمارے امر کو زندہ کرے کسی نے کہا اے فرزند رسو ل آپ کے امر کو کیسے زندہ کیا جاسکتا ہے ؟ فرماےا ہمارے علوم کو حاصل کرے اور لوگوں کو اس کی تعلیم دے ۔ بتحقیق اگر لوگ ہمارے کلام کے حسن سے آگاہ ہوجائیںتو ہماری پیروی کریں گے۔

    امام رضا علیہ السلام کے علم وفضل وشرافت کو ملحوظ نظر رکھتے ہوئے اس دعا میں شامل ہونا چاہتے ہو تو

            فرھنگ مہدویت کی نشرواشاعت اور تبلیغ و تبیین کے لئے کوشش کریں تاکہ امام معصوم (ع)کی دعا تمہارا بھی شامل حال ہوسکے۔

            اور امام زمان علیہ السلام کی دعاؤں میں تمہارا بھی نام شامل ہوجائے جیسا کہ امام (عج) فرماتے ہیں:

                تو نے میری مدد کی میں تمہاری مدد کروں گا اور اللہ تعالےٰ اپنے یاوران کی یاری فرماتے ہیں۔


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 17:22 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

 

دیار عشق کی جانب نگاہ عشق لگی

اگر امام عصر صاحب الزمان اروحنالہ الفداء کی غربت کے تمام پہلو بیان ہوجائے تو شیعیان ومحبین اہلبیت (ع) کے دل زیادہ سے زیادہ ان کی طرف متوجہ ہوجائیں گے ۔ اوریہ وہی موقع ہوگا کہ اس وقت تمام شیعیان حیدر کرار (ع) مل کر اپنے امام (ع) کی غربت کو ان سے دور کرنے اور ان کی نصرت ویاری کے لئے تصمیم باندھیں گے۔

    (امام عصر (ع) سے آگاہی نہ رکھنا ، یا آنحضرت (ع) کی غربت کو باور(یقین) نہ کرنا ، یا آپ کی اس غربت سے غفلت برتناامام علیہ السلام کی غربت کی پہلی دلیل ہے )

   

    اے میرے آقا! اے میرے غریب مولا(ع)! اے میدان تنہائی کے مسافر!

    گویا سب کے سب ہاتھ میں ہاتھ دے کر اےک ہوگئے ہونگے تاکہ آپ کو اسی غربت میں رکھا جائے ، مگر ہم...............

چاہتا ہوں تیری طرف آجاؤں ۔ مجھے یقین ہے کہ میری گذشتہ زندگی کی غفلتوں سے آپ کریمانہ چشم پوشی فرمائیں گے ۔

    جانتا ہوں کہ: آپ میری توبہ کو قبول کرکے کھلے آغوش میں مجھے جگہ دیں گے۔

    جانتا ہوں کہ: جب تک میں آپ سے غافل تھا اس دوران میں بھی آپ میرے لئے دعا فرماتے تھے اور میری حالت یہ تھی کہ آپ سے غافل اور گریزان تھا مگر آپ اےک مہربان اور شفیق باپ سے بھی زیادہ مجھے ہر جگہ زیرنظر رکھتے تھے اور ہمیشہ مجھے اپنی محبتوں سے نواز تے تھے ۔ جس کے نتیجے میں میں سلامت اور آرام کی زندگی کررہا ہوں۔

    میرے آقا !

        مجھے بخش دیں ، مجھے معاف کریں ، اور مجھ سے در گزر فرمائیں ۔

    اے انسان اب یہ احساس رکھتے ہو تو:

        ندامت اور توبہ کے اشکوں سے آنکھوں کو صاف کر !    ان کے حضور کا احساس کروگے۔

        کانوں کو لہو الحدیث اور غیبت جیسی برائیوں سے دور کر!    ان کی آہٹ کا احساس کروگے۔

        ہاتھوں کو گناہوںاور شیطان کے زنجیروں سے آزاد کرکے پھیلاو!    انکی خیرات اور عطاؤں سے پُر پاؤگے۔

        ان کو دل کی گہرائیوں سے پکار و اور ان کے در کا سائل بن کردیکھو!     ان کی طرف سے ضرور جواب سنو گے۔

پس دیر کس بات کی ؟ ابھی ہی پکار کردیکھو! کہہ دو     السلام علیک یا مولانا یاصاحب العصر والزمان

                    السلام علیک یا شریک القرآن

                    السلام علیک یا امام الانس والجان

                    العجل العجل العجل ...........


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 17:21 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment

اے یوسف زھراء (ع)

 

 اے امام (ع)عصر ما! اے پدر زمانہ!

    تیرے بغیر 'زندگی' 'موت' ہے۔

    جہالت کڑواہٹ ہے     میں نہیں چاہتا کہ کڑواہٹ بھری موت مروں۔

    جہالت اندھیرا ہے         میں نہیں چاہتا کہ ظلمت اور تاریکی کے عالم میں مروں۔

    جہالت بُرائی ہے اور اس قدر بری ہے کہ ہر گز تیار نہیں ہوں کہ یہ لفظ میرے لئے صفت ذم کے طور پر استعمال ہو اور

                میں نہیں چاہتا کہ اس بُری چیز کے ساتھ اس دنیا سے چلا جاؤں ۔

    جہالت روح کی مُردگی کا نام ہے     اور اگر کوئی شخص مرنے تک اپنے زمانے کے امام کو نہ پہچانے اور اسی حالت میں مرجائے تو اسکی موت جاہلیت کی موت ہے ۔

                پس میں ہرگز نہیں چاہتا کہ جاہل مروں ۔

    ہاں !    جہالت اپنے امام کی معرفت نہ ہونا ہے ۔

           

        اے مہدی دوران! اے امام مہربان ! اے مہدی فاطمہ (ع) ! اے منتقم خون محسن فاطمہ(علیہما السلام)

میری مدد فرما اور مجھے اس جہالت ونادانی کے قید وبند سے چھٹکارا دلادے تاکہ میں اپنے وظائف پر عمل کرتے ہوئے اللہ سے دعا مانگ مانگ کر تیرے ظہورکے تعجیل وقوع اور حکومت حق کے قیام میں اپنا حصہ بھی شامل کرسکوں۔

    ائمہ معصومین علیہم السلام کی طرف سے یہ پیغام ہے کہ :

        ہمارے حجت(قائم) کے لئے غیبت کے دو مرحلے ہونگے اےک دور دوسرے کی نسبت طولانی ہوگا اس دوران اکثریت لوگ گمراہ ہوجائیں گے ، جو لوگ گمراہی سے بچنا چاہتے ہیں انکو چاہئے کہ تقویٰ الٰہی اختیار کرے اور اپنے دین کی باتیں کرے اور اسی پر ثابت قدم رہے ۔

 


موضوعات مرتبط: معرفت امام عصر (عج)

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 17:19 | نویسنده : سيد سجاد اطهر موسوي تبتي | نظر Comment


.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.